فيصله نامه ملل متحد درمورد حقوق طفل

برنامه تربيوی فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق طفلUN- Convention on the Rights of the Childبرنامه تربيوی فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق طفل (CRC)
حقوق طفل

هدف تريننگ CRC يا حقوق طفل:
بلند بردن سطح آگاهي اشتراک کننده گان در مورد فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال و دانستن اينکه چگونه از اين فيصله نامه در تطبيق حقوق اطفال استفاده شده ميتواند.

مقاصد:
در ختم تريننگ اشتراک کننده گان قادر خواهند بود تا:
در مورد تاريخچه فيصله نامه بحث نمايند.
اساسات عمده فيصله نامه ملل متحد در مورد
حقوق اطفال را دانسته و روی آن بحث نمايند.
طفل را تشريح نمايند.
کتگوری های حقوق اطفال را توضيح نمايند.
با استفاده از فيصله نامه حالت حقيقي حقوق
اطفال را در افغانستان تحليل و تجزيه نمايند.
نقش موسسات غير دولتي، ملل متحد و جامعه را
در تطبيق فيصله نامه در افغانستان را تشخيص نمايند.
پلان عملي را جهت تطبيق و تعقيب فيصله نامه طرح نماين

فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق طفل
فيصله نامه ملل متحد در باره حقوق اطفال (CRC )
فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال در سال 1989 تصويب و به سال 1990 انتشار يافت. به موجب اين فيصله نامه اطفال سراسر جهان بدون در نظر داشت مسايل جنس، مذهب، رنگ و غيره دارای حقوق مساوی زندگي ، انکشاف ، محافظت و سهم گيری فعال در زندگي فردی و اجتماعي ميباشد.
اين فيصله نامه حفاظت از آن حقوقي ميکند که از طرف همه کشور ها تصديق گرديده زيرا همه کشور ها معيار های مشخص را برای حقوق اطفال وضع کرده اند .
آنها متعهد اند که ممالک شان زمينه های خدمات صحي ، تعليم و تربيه ، حق زندگي فردی و اجتماعي را برای اطفال مهيا نمايند.
چرا موجوديت يک سند که حقوق اطفال را تشريح کنند لازم است؟
اگر چه اکثريت ممالک در قسمت حقوق و رفاه اطفال قوانين مربوطه شانرا دارند ولي حقيقت اين است که بعضي ممالک در قسمت پوره کردن حداقل معيار حقوق به وعده های شان ثابت نمي مانند. اطفال از فقر بي سر پناهي ، بيکاری ، تجاوز، بي توجهي ، امراض ، عدم دسترسي به خدمات صحي و تعليمي و عدم سيستم که به ضروريات آنها توجه کند رنج ميبرند مخصوصا اطفال جامعه اقليت ها ، معيوبين و غيره.
تاييد و قبول فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال از طرف اکثريت ممالک سبب آن شده که حقوق و اصالت انساني اطفال به جهان شناخته شده و زمينه های انکشاف و بهبود وضع زندگي آنها را حتمي نموده باشد.
فيصله نامه حقوق اطفال اين مسله را واضح ميکند که داشتن
زنده گي ايديال و خوب حق مسلم هر طفل است نه اينکه يک مشت اطفال خاص از اين مزايا لذت ببرند.
ممالکي که فيصله نامه را قبول و تاييد کرده اند مکلف به تطبيق احکام آن هستند .اين ممالک تحت نظر يک کميته مشخص حقوق اطفال، اقدامات کشور شانرا در تطبيق قوانين، به ملل متحد راپور مي دهند.
فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال اولين مجمع حقوقي اطفال در تاريخ بشريت است. اين فيصله نامه تمام موادات حقوق اطفال از کشور های مختلف را جمع آوری نموده به شکل يک معاهده تنظيم و به دسترس همه کشور ها ی جهان قرار داده است.
فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال دارای 54 ماده است
41 ماده آن مربوط حقوق بوده هر ماده آن دلالت به حق طفل ميکند. 13 ماده آن مربوط کشور ها و دولت
ها يکه فيصله نامه را قبول نموده اند ميشود که چگونه آنرا تطبيق نمايد
ضروريات تدوين کنوانسيون حقوق طفل
از آنجاييکه دوره طفوليت يک دوره اساس زندگي بوده و آشکارا هر آ نچه را که انسان درين دوره مي آموزد يا مواجه ميشود تأثير سرنوشت سازي را در آينده دارد. پس اطفال بايد با درنظرداشت نيازمنديهاي که دربر گيرنده موضوعات مانند اهميت دوره کودکي ، آسيب پذيري و تفاوت بزرگسالان با اطفال ميباشد, تحت پرورش و مراقبت قرار گيرند.
احترام به حقوق که سبب تسهيلات بيشتر به خاطر فراهم آوري يک محيط که اطفال بتوانند منحيث آينده سازان خوب، انسانهاي مفيد و پيش تازان اکتشافات و انکشافات عرض اندام نمايند, شود
هدف اين فيصله نامه دفاع و حمايت از حقوق طفل ميباشد.
افغانستان از جمله کشور هاي ميباشد که در سال1994 اين فيصله نامه را امضا و به تصويب رسانيد، آشنايي با اين فيصله نامه براي تمام کساني که با اطفال سروکار دارند بخصوص والدين ، مربيان و خود اطفال امري است ضروري و در خور اهميت .
روي همين ملحوظ کشور هاي عضو سازمان ملل متحد بعداز ده سال گفتگو در سال 1989 فيصله نامه را به نام فيصله نامه حقوق طفل تدوين و در سال 1990 به مرحله اجرا درآوردند.
ضروريات تدوين کنوانسيون حقوق طفل
- اهميت دوران کودکي:
دوران کودکي در رشد و پرورش اطفال اهميت خاصي دارد. در واقع پايه و اساس رشد جسمي، ذهني، عاطفي و اجتماعي اطفال در اين سال ها شکل ميگيرد. از اين رو، توجه به اين دوران از راه وضع قوانين مناسب براي اطفال و تلاش در راه بهتر کردن شرايط زندگي آنان امري ضروري است
- آسيب پذيري اطفال:
اطفال به علت شرايط سني خود آسيب پذيرند و نيازبه حمايت و مراقبت بزرگترها دارند. آسيب پذيري اطفال ايجاب ميکند که با وضع قوانين مناسب ،حمايت و مراقبت لازم از آنان، رشد و سلامت جسم و روان شان را تأمين کنيم
- تفاوت اطفال با بزرگسالان:
ضرورت قوانين خاصا براي اطفال از اين اصل اساسي روانشناسي ناشي ميشود که اطفال نه تنها از نظر کميت، بلکه از نظر کيفيت با بزرگسالان تفاوت هاي اساسي دارند ، آنان خواسته ها، نيازها و ويژگي هاي خود را دارند. بنا براين از نظر حقوقي نيز نياز با قوانين خاصي دارند که با بزرگسالان متفاوت است.
پس منظر حقوق طفل از يک مفکوره تا کنوانسيون حقوق طفل.
من به اين باور هستم که نه تنها حقوق را برای اطفال اعاده کنيم ، بلکه برای تطبيق آن به سطح جهان اقدام کنيم.
Eglantyne Jebb بنيان گذارسازمان حمايه اطفال
هفت ماده را در باره حقوق طفل انکشاف داده که قرار ذيل است.
طفل بايد از همه ملاحظات نژادی ، قومي و عقيده وی به اندازه کافي محافظت شود.
طفل بايد همراه با احترام لازم برای خانواده به حيث يک هستي مورد مواظبت قرار گيرد.
به طفل بايد وسايل مهيا شود ، که برای انکشاف طبيعي وی از لحاظ مادی ، اخلاقي و معنوی ضروری است.
طفلي که گرسنه است بايد تغذيه گردد ، طفلي که مريض است بايد پرستاری شود، طفلي که از لحاظ ذهني يا جسمي معيوب است ، بايد تربيه مجدد شود ، طفلي که يتيم و بي سر پرست است بايد حفاظت شود.
در وقت مصايب طفل بايد در اولويت قرار بگيرد.
(حق اوليت داده شود).
طفل از خدماتي که به اساس تدابير رفاه اجتماعي و تامينات اجتماعي تهيه ميشود بايد کاملا بهره مند گردد،به وی تعليم داده شود تا او را قادر بسازند که در وقت درست معيشت خود را تامين کند و بايد در مقابل هر نوع استثمار محافظت شود.
طفل بايد با روحيه اينکه استعدادش در خدمت انسان همنوع او وقف گردد پرورده شود.
مراحل طرح فيصله نامه حقوق طفل
- سال 1923 : حقوق طفل از طرف مجمع بين المللي
حمايه اطفال اتخاذ گرديد.
سال 1924 :حقوق طفل از طرف مجمع ملل پذيرفته شده ، اعلاميه هذا اولين اعلاميه جهاني در زمينه حقوق طفل بود.
سال 1948 : مجمع عمومي ملل متحد طرح و تطبيق حقوق بشر را در سطح جهاني مورد تاييد قرار داد.
سال 1959 : مجموع عمومي ملل متحد اعلاميه ده ماديي را در مورد حقوق اطفال تاييد و قبول کرد.
سال :1979 سال بين المللي طفل.(اعلاميه ده ماده يي حقوق طفل وسيعا نشر و پخش گرديد).
سال 1989 : کار مسوده فيصله نامه بين المللي حقوق طفل در همين سال پايان يافت.
فيصله نامه مذکور از طرف مجمع عمومي ملل متحد مورد تاييد و تصويب قرار گرفت.
سال 1994 : افغانستان اين اعلاميه را امضا و تصويب نمود.
ده مطلب اصلي اعلاميه حقوق طفل
طفل بايد توسط والدين ، افراد خانواده با تقديم محبت و فهمي که به مثابه بنياد انکشاف در همه عرصه ها پنداشته ميشود ، تربيه شود.
به طفل بايد غذايي داده شود که اقلا از لحاظ جسمي به آن نيازمند است.
صحت و انکشاف طفل بايد بهبود بيابد.
طفل بايد سر پناه شايسته و مناسب داشته باشد.
طفل بايد حد اقل تعليمات ابتدايي داشته باشد.
طفل بايد طوری انکشاف کند که از زندگي لذت ببرد و هويت و ميراث ملي خود را حفظ کند.
به طفل بايد تعليم و دانشي داده شود که برای آماده ساختن استعداد ها، قابليتها و علاقه منديهای وی مناسب باشد.
طفل بايد فرصت و قابليت بيان نظر خود را داشته باشد.
طفل بايد دسترسي به خدمات اساسي حکومتي و غير حکومتي داشته باشد.
طفل بايد فرصت آن را داشته باشد که حقوق و علايق اساسي خود را حفظ کند.
طفل کيست ؟
نظر به کنوانسيون حقوق طفل هر شخصيکه پاينتر از 18 سال باشد طفل گفته ميشود ، در صورتيکه مغاير با قانون که قبلا برای سن بلاغت طفل قبول شده، نباشد.


چهار اصل اساسي فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال
مفاد عاليه طفل ماده سوم
سهم گيری حفاظت (تبعيض)
ماده دوازدهم ماده دوم
ضرورت: چيزهای که نبودن آن زندگي طفل را در معرض خطر قرار ميدهد. مثلا (نبودن غذا، امنيت ، تعليم و تربيه ...و غيره).


خواست : چيز های که بالاتر از ضرورت بوده و برای يک زندگي مرفه و مجلل بکار ميرود. مثلا ( موتر، تلويزيون....و غيره).
حقوق فوری:
حقوق آني وفوری حقوق مدني و حقوق سياسي را در بر ميگيرد. اين حقوق مواردی مانند تعبيض، سرزنش، حق شنيدن درست دعوادر مورد جرايم جنايي و سيستم جداگانه محاکم برای جوانان ، حق زند گي ، حق تابعيت ، حق الحاق مجدد با خانواده و حقوق محافظتي و امنيتي را در بر ميگيرد.
حقوق تدريجي:
حقوق تدريجي حقوق اقتصادی، حقوق اجتماعي و فرهنگي يا کلتوری را در بر ميگيرد.
اين حقوق ، صحت ، تعليم و تربيه و ديگر حقوقي را که در کتگوری حقوق فوری شامل نگرديده باشد شامل مي شود.
اين حقوق در فيصله نامه حقوق طفل تحت ماده 4 ست گرديده. در رابطه به حقوق اقتصادی ، اجتماعي و فرهنگي دولت های امضا کننده فيصله نامه بايد با استفاده موثر از منابع دست داشته و اينکه منابع در کجا ضرورت است در چوکات همکاری های بين المللي تدابير لازم را اتخاذ نمايد

حق مالکيت مادی و معنوی يک انسان است که در چوکات احکام شرعي و قوانين مدني نافذ می گردد.
حق: عبارت از استحقاق طلب (دعواي برحق) ميباشد که ديگران مکلف اند تا آنرا احترام کرده از آن محافظت نموده و تطبيق نمايند . حقوقحق چيست؟
از نظر لغوی ، حقوق جمع حق است. حق در زبان دری به معنا سزاوار ، روا و مقابل باطل است. در زبان عربي اين کلمه نيز به همين معنا به کار ميرود. از نطر روايات اسلامي هميشه حق در مقابل باطل است ، همان گونه که روا در مقابل ناروا است
احترام کردن: مکلفيت است که ما را وادار به اجتناب از طرزالعمل هاي که سبب نقض، محروميت و محدوديت حقوق انساني ديگران گردد مينمايد
محافظت کردن: عبارت از مکلفيتى است که مارا سر راه شخص سومي بخاطر ارتکاب عملي و يا غفلتي که سبب محروميت حق انساني ديگري شود قرار مي دهد.
تطبيق کردن: مکلفيت است که ما را وادار به عمل کرد هدفمندانه و بيشتر از پيش بخاطر برآورده ساختن حقوق ديگران به قسم هميشه گى مي سازد
حق بدو نوع است: حق کسبي و حق ذاتي.
حق ذاتي:حق طبيعي انسان را گويند(زندگي)
حق کسبي: که انسان بعد از تولد آنرا کسب مينمايد مانند حق تعليم و تربيه،کار و غيره
تعريف حق طفل
اساسي ترِين نياز مندی های طفل حق طفل است.
حقوق مي تواند به مثابه چيزهای تعريف شود که داشتن آن برای شخص يا طفل منصفانه و عادلانه بوده و يا قابل اجرا باشديا
اساسي ترِين نياز مندی های طفل حق طفل است و شامل
چيزهای ميشود که يک طفل آنرا داشته يا اجرا کرده بتواند.
.
چهار کتگورى عمدهء فيصله نامه حقوق طفل
حق زندگي:
در اين کتگوري حقوق مانند حق زندگي، حق داشتن صحت کامل وحق دسترسي کامل به مواظبت هاي طبي شامل ميشوند.

زنده ماندن:
مدت زمانى شامل است که زندگى طفل را خطرى تهديد کند
زندگي کردن:
به معني است که اطفال نه تنها زنده بمانند يعني (حرکت کنند، تنفس کنند و يا ببينند) بلکه همراه با اطرافيان در فضای آرام بسر برده از مزايای زندگي لذت ببرند.
مرگ: ختم زندگي دينوی
تمام اطفال حق دارند تا زندگي نمايند:
ما نبايد اطفال را طوری تربيه کنيم تا متکي به ديگران باشند.
اطفال مشتريان ما نيستند.
اطفال نبايد به مثابه شاگردان فکر شوند.
بلکه: - به مثابه فرد، کارمندان پروژه و افراد جامعه مسوليت داريم تا تمام توانمندی های خود را جهت زنده ماندن اطفال به خرچ دهيم.


حق محافظت:
در اين کتگوري حقوق، حق محافظت از تبعيض، حق محافظت از بدرفتاري و تجاوز - غفلت و حق محافظت اطفال بدون خانواده و محافظت اطفال مهاجر شامل ميگردد.
کنوانسيون حقوق طفل تمام مسايل که مربوط به حق محافظت ميشود به سه کتگوری تقسيم نموده است
تبعيض.
استثمار(سياسي ، اقتصادی و اجتماعي)
اطفال تحت شرايط خاص(حوادث طبيعي و غير طبيعي
حق انکشاف:
انکشاف در لغت به معنى آوردن تغير مثبت و بهبودبخشى و در اصطلاح بهبودبخشى يک موضوعيکه از قبل در اجتماع وجود داشته باشد، را گويند.
دراين کتگوري حقوق، حق داشتن تمام شيوه هاي تعليم و تربيه (رسمي و غير رسمي) و حق داشتن زندگي در يک معيار قبول شده که براي انکشاف جسمي، دماغي، روحي، اخلاقي و اجتماعي طفل مناسب باشد شامل ميگردد.
حق اشتراک در مسائل:
در اين کتگوري، حق طفل غرض ابراز نظر طفل در تمامي مسائل که زندگي طفل را متأثر سازد، شامل ميباشد

تبعيض
هر گونه فرق، استثنا، محدوديت يا ترجيع دادن مبتني بر نژاد، رنگ، نسب يا منشا ملي يا قومي است که هدف يا تاثير آن خنثي نمودن يا لطمه زدن به شناسايي و تحقق حقوق و آزادی های اساسي بشری بر اساس نا برابری های سياسي، اقتصادی، اجتماعي فرهنگي يا هر گونه عرصه های ديگر زندگي عامه باشد

استثمار:
از نگاه لغوی ثمر يا بهره گرفتن از ديگران، از نگاه CRC زجر،شکنجه،يا هر گونه اشکال مجازات يا سو رفتارغير انساني ديگر(روحي، جسمي، اجتماعي)
سهمگيری اطفال چيست؟
حقي که اطفال احساسات، عقايد، نظريات، نيازمندی ها وغيره مسايل مربوط به زندگي شان را ابراز بدارند و زمانيکه در تصميم گيری شامل گردند. تشخيص مشکلات، تطبيق پلان، نظارت کردن و ارزيابي طبق ظرفيت های تکاملي و مطابق سن شان.
زينه سهمگيری
استفاده به خاطر اهداف: اطفال آنچه را که بزرگان پشنهاد مي نمايند انجام ميدهند و يا مي گويند، اما فهم واقعي مسايل را ندارند. ازاطفال پرسيده مي شود که چه فکر مي نمايند و بزرگان به بعضي از اين مفکوره ها گوش ميدهند اما به اطفال نميگويند که گفته های آنها در نتيجه نهايي چه تاثيری داشته اند.
آرايش يا نمايش: اطفال در بعضي رويداد ها مانند آواز خواني، رقصيدن يا پوشيدن پيراهنها يي که در آنها نشان درج شده شرکت مي ورزند، اما آنها مسايل را بطور واقعي درک نمي کنند.
بحيث نمونه استفاده کردن: از اطفال پرسيده مي شود تا بگويند در باره يک موضوع چه فکر مي نمايند. اما آنها در باره شيوه بيان نظريات يا ابراز مفکوره های شان فرصت کمتر دارند.
توظيف شده اما اطلاع يافته: بزرگان در باره پروژه تصميم مي گيرند و اطفال با آنها داوطلبانه سهم مي گيرند. اطفال پروژه را مي دانندو تصميم مي گيرند که چرا اطفال سهم بگيرند و چرا کلان ها نظريات شان را احترام مي نمايند.
مشوره شده و اطلاع يافته: پروژه توسط کلان ها طرح و اداره مي شود اما با اطفال در آن مورد مشوره ميشود. اطفال با اين پروسه تفاهم کامل دارند و نظريات شان جدی گرفته مي شود.
بزرگان ابتکار کرده اما با اطفال مشترکا تصميم گرفته شده است: بزرگان مفکوره اولي را بوجود آورده اند، اما اطفال در هر مرحله طرح و تطبيق آن شامل مي گردند. نه تنها نظر يات شان مورد ارزيابي قرار ميگرد بلکه آنها در تصميم گيری نيز شامل مي باشند.
ابتکار و رهبری توسط اطفال: اطفال مفکوره اولي را بوجود اورده و تصميم ميگيرند که پروژه چگونه تطبيق شود. بزرگان موجوداند ، اما در پروژه وظيفه ای را به عهده نميگيرند.
- ابتکار توسط اطفال و تصميم مشترک با بزرگان: اطفال مفکوره ها را بوجود اورده، پروژه را ايجاد و برای مشوره، بحث و حمايت نزد بزرگان مي آيند. بزرگسالان خود امور را رهبری نکرده بلکه دانش و تجارب شان را برای غور به اطفال پيشکش مي نمايند

زينه سهمگيری

ابتکار توسط اطفال و تصميم مشترک
با بزرگان
سهمگيری
ابتکار و رهبری توسط اطفال
بزرگان ابتکار کرده اما با اطفال مشترکا
تصميم گرفته شده است
مشوره شده و اطلاع يافته
توظيف شده اما اطلاع يافته
بحيث نمونه استفاده کردن
آرايش يا نمايش
عدم سهمگيری
استفاده به خاطر اهداف
سهمگيری اطفال مستلزم نکات آتي است
پاليسي هايي که متمرکز به طفل باشد.
برخورد مثبت بزرگسالان
وقت و زمان
آگاهي در سطح محل، اطفال، و ساير سازمانهای که با اطفال کارو فعاليت مينمايند.
فراهم نمودن معلومات ( هم مثبت و هم منفي) به اطفال/ رهنمايي
تربيه کارمندان واطفال
مهارت ها در افهام و تفهيم وتسهيلات برای اطفال
مشوره
مودل های مثبت
حمايت نمودن از ميکانيزم ها و تسيهلات
جلب توجه ( محرکين،جوايز، تفريح)
سهيم نمودن تجارب (طفل به طفل)
ايجاد حس مالکيت
کارهايي که نبايد صورت گيرد:
استفاده به مقاصد خود
به خطر انداختن اطفال
تحميل کردن
ناديده گرفتن اطفال
استفاده از اطفال (برای اهداف مورد نظر )
دلسردی
تزيين کردن
استفاده ازاطفال بحيث وسايل و ميتود های
غير مناسب
تکنيک های برای سهمگيری اطفال
طفل و سن مناسب(زبان،جنسيت،اندازه.....)
بازی و ساعت تيری
حالت مربوط(محيط شهری، روستايي)
ساده ساختن و وفق دادن طبق سطح فهم و درک
اطفال
تعقيب نمودن علاقمندی طفل
آغاز نمودن از آنچه طفل ميداند
برانگيختن
مسوليت را به انها بسپاريد
رقابت و مسابقه.....

ميتود ها و وسايل بخاطر تقويت سهمگيری اطفال:

بکس پيشنهادات
قصه گفتن
نوشتن مقاله
بيت و آهنگ
اشعار
درامه
رسامي
بکس سوالات
بازی ها با توپ
جروبحث ها
تصاوير
نامه ها
اشکال
نقشه کشيدن
نقش موسسات غير دولتي و ملل متحد در تعقيب و بررسي فيصله نامه حقوق طفل
کميته ملل متحد در مورد حقوق طفل:
- اين کميته متشکل از 18 عضو ماهر و غير وابسته است، که از طرف کشور های که فيصله نامه را تصويب نموده اند انتخاب ميگردند.
اعضا اين کميته برای 4 سال انتخاب ميگردد.
اين اعضا به اساس تقسيمات جغرافيايي انتخاب ميگردند.
اعضا کميته سال دو مرتبه در جنينوا ملاقات مينمايند.
نقش اين کميته عبارت است از بررسي و ارزيابي پيشرفت حقوق اطفال در کشور های که فيصله نامه را تصويب نموده اند و اين که تا چه حد توانسته اند که به تعهدات شان در قسمت تطبيق فيصله نامه جامه عمل بپوشانند.
- راپور دهي به ملل متحد:
زمانيکه يک کشور فيصله نامه را تصويب نمود مکلف است تا اولين راپور را بعد از دو سال و راپور های بعدی را بعد از هر پنج سال به ملل متحد تقديم نمايد.
کميته بايد يک سلسله رهنمود های را ذيلا ذکر گرديده جهت راپور نويسي تهيه نمايد.
پيمايش عمومي برای تطبيق ماده های (4- 42-44)
تعريف طفل ماده (1)
اصول عمومي ماده های (2-3-6-12)
حقوق مدني و آزادی ماده های (7-8-13-17-14-15-16-37)
محيط فاميلي و مراقبت های متناوب ماده های (5-9-10-11-18-19-20-21-25-27)
صحت اساسي و رفاه ماده های (6-18-23-24-26-27)
تعليم ، فعاليت های هنری و کلتوری ماده های (28-29-31)
اندازه محافظت های خاص ماده های (22- 37- 40
اگر يک کشور راپور را به وقت و زمانش تقديم نکند از طرف کميته ملل متحد يادهاني تحريری ارسال ميگردد
راپور ملي توسط يکي از وزارت ها به همکاری وزارت های که فعاليت های آن متمرکز به اطفال مي باشد تهيه ميگردد. در بعضي از کشور ها اين راپور را گروپي از وزارت ها تهيه مينمايند.
اگر يکي از کشورها راپور را تهيه و تقديم ملل متحد نموده باشد و نزد خودشان موجود نباشد ميتوانند کاپي آنرا از مرکز حقوق بشر از جنيوا بدست بياورند.
آنها همچنان در مورد اينکه چه وقت راپور بررسي و ارزيابي خواهد شد به شما معلومات خواهند داد.
کميته ملل متحد با وجود داشتن کار های بيش از حد کوشش مينمايند تا راپور ها را تا يک سال بعد از ارسال آن مطالعه و ملاحظه نماين
ابتدا راپور ها در يک جلسه مقدماتي که معمولا سه ماه قبل از جلسه ابتدايي داير ميگردد مورد بررسي قرار ميگيرد.
کميته معلومات برای جلسه مقدماتي را از موسسات غير دولتي، ملل متحد و سازمان های حقوق بشر جمع آوری مينمايند.
موسسات غير دولتي ميتوانند راپور های تحريری را يا به شکل راپور متناوب و يا به شکل معلومات تکميلي اضافي تهيه نمايند.
موسسات غير دولتي شايد برای حضور داشت در جلسه مقدماتي برای ارايه معلومات شان دعوت شوند.
در جريان جلسه مقدماتي کميته يک سلسله سوالاتي را ترتيب و به کشور های فرستاده و از آنها خواهان جوابات تحريری ميگردد، و هم چنان از آنها برای اشتراک در جلسه ابتدايي دعوت به عمل مي آيد.
در جريان جلسه ابتدايي بين کميته و دولت مربوطه گفتگو صورت گرفته و موسسات غير دولتي و ملل متحد اجازه مداخله را ندارند.
بعداز بررسي راپور ، کميته از مفاهيم و نکات مثبت نتجيه گيری نموده و روی عوامل و مشکلات که در تطبيق فيصله نامه موجود بوده غور نموده و پشنهادات شانرا برای اقدامات عملي در آينده پيشکش مينمايند. نتجيه مباحثات کميته در خلاصه راپور جمع بندی ميگردد
نتجيه گيری ملاحظات بايد به زبان های محلي ترجمه و به اطلاع عامه رسانيده شود.
- از نتجيه گيری ملاحظات ميتواند به حيث اجندا برای موسسات غير دولتي استفاده گردد و همچنان از اين اجندا برای تحريک مباحثات به سطح ملي ، فشار بالای دولت برای تطبيق پشنهادات ، پشتيباني برای تغير قوانين و عملکرد مثبت استفاده صورت بگيرد.
توقع ميرود که در راپور آينده( 5 سال ) بعد پشنهادات را تعقيب نمايد و اگر قناعت کميته فراهم نگرديده باشد از دولت ها خواسته خواهد شد تا معلومات اضافي و ضمني به کميته ارسال نمايند
سوم - نقش موسسات غير دولتي در تفتيش و تعقيب فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال:
فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال يگانه پيمان نامه انساني است که به موسسات غير دولتي نقش مشخص در تعقيب و تفتيش از فيصله نامه را ميدهد.
از طرف کميته حقوق طفل از آنها دعوت ميگردد تا به حيث اعضای تشکيل کننده در قسمت حقوق اطفال مشاوره مسلکي بدهند.
در حقيقت NGO ها موقف مهم در جريان کار کميته داشته و به حيث Input در جريان کار شان از آنها استفاده ميگردد.
انکشاف شاخص ها:
برای پيمايش تطبيق فيصله نامه حقوق اطفال و مقاصد آن به شاخص ها ضرورت است. NGO ها ميتوانند در انکشاف و بررسي اين شاخص ها همکاری نمايند.
جمع آوری معلومات:
NGO ها ميتوانند در قسمت جمع آوری معلومات از اوضاع اطفال در پروژه ها و پروگرام های شان همکاری نموده و ميتوانند اين معلومات را با گروه های ذيعلاقه تبادله نمايند.
تحقيقات:
بعضي حالات، مطالعات تحقيقاتي در مورد حالات مختلف که تاثير بالای اطفال وارد ميکند ضرورت احساس ميگردد.
انتشار راپورها:
زمانيکه راپور ها ملي متناوب نشر گردد ، اگر راپور ها موجود نباشد NGO ها ميتوانند در اين قسمت همکاری نمايند.
مناظره عمومي:
برای بلند بردن سطح آگاهي و قرار دادن مسايل اطفال در آجندا عمومي NGO ها ميتوانند مناظره عمومي را در موجوديت رسانه ها برگزار نمايند و آنرا به سمع مردم و مقامات رسمي برسانند
پشتيباني
NGO ها ميتوانند که ارگان های دولتي مانند سيستم قضايي ... را در قسمت وضع و تغير قوانين به نفع اطفال و سيستم قضايي به منظور بهبود اجرای قانون پشتباني نمايند.
فشار گروپي
NGO ها ميتوانند به شکل گروپي در مورد مبارزه برای ايجاد گاهي و همچنان بالای قانون گذران فشار وارد نمايند
همکاری و هم آهنگي
ترکيب کوشش های NGO ها طور مثال ايتلاف ملي ميتواند قابليت آنها را در بدست آوردن نتايج بلند ببرد.
تر يننگ: تريننگ منابع انساني يک عامل مهم برای تطبيق فيصله نامه حقوق اطفال است.
کنوانسيون (پيمان) حقوق طفال
کنوانسيون حقوق طفل داراي يک مقدمه و 54 ماده است که 41 ماده آن حقوق طفل را دربر ميگيرد، و 13 ماده آن در باره چگونگي اجراي آن در هر کشور است. اين کنوانسيون به طور کلي چهار زمينه اصلي را در ارتباط با اطفال مورد توجه قرار ميدهد که عبارت اند از:
بقاء حيات، رشد، حمايت و مشارکت.
ماده 1 - تعريف طفل:
طفل کسي است که سنش کمتر از 18 باشد، مگر اينکه بر اساس قانون قابل تطبيق، سن قانوني کمتر تعيين شده باشد.
ماده 2 - منع تبعيض:
حقوق اين کنوانسيون بدون استثنا، متعلق به همه اطفال است و دولت ها بايد اطفال را در برابر هرگونه تبعيض، حمايت کنند.
ماده 3 - منافع اطفال:
در هر اقدامي بايد منافع عاليه طفل در نظر گرفته شود و در صورتيکه والدين يا سرپرستان طفل در زمينه کوتاهي کنند، دولت ها بايد حمايت و مراقبت لازم را از اطفال به عمل آورند.
ماده 4 - اجراي حقوق طفل:
دولت ها بايد در راه اجراي کنوانسيون حقوق طفل بيشترين تلاش خود را به کار ببندند

ماده 5- سرپرستي والدين:
دولت ها بايد حقوق و مسؤليت هاي والدين يا کسي را که سرپرستي طفل به عهده او ميباشد در ارتباط با پرورش کودک، محترم بمشارند .
ماده 6 - بقاء و پيشرفت:
هر طفل داراي حق طبيعي زندگي است و دولت ها بايد زندگي، بقاء و رشد اطفال را تضمين کنند.
ماده 7- نام ومليت:
هر طفل حق دارد نام ومليت مشخص داشته باشد.
ماده 8- هويت طفل:
دولت ها بايد از هويت طفل که شامل نام، مليت، و پيوندهاي خانوادگي او ميباشد، حمايت کنند
ماده 9- جداي والدين:
طفل حق دارد که با والدين خود زندگي کند و نميتوان او را با اجبار از پدر و مادرش جدا کرد، مگر اينکه اين امر، به سود او باشد .
ماده 10- پيوستن به خانواده:
اطفال و والدين آنها حق دارند به منظور پيوستن به يکديگر کشور را ترک کنند و يا دوباره به کشور خود باز گردند
ماده 9- جداي والدين:
طفل حق دارد که با والدين خود زندگي کند و نميتوان او را با اجبار از پدر و مادرش جدا کرد، مگر اينکه اين امر، به سود او باشد.
ماده 10- پيوستن به خانواده:
اطفال و والدين آنها حق دارند به منظور پيوستن به يکديگر کشور را ترک کنند و يا دوباره به کشور خود باز گردند.
ماده 11- منع انتقال غير قانوني:
دولت ها بايد از انتقال غير قانوني اطفال به کشور هاي ديگر، ممانعت کنند.
ماده 12- آزادي عقيده طفال:
طفل حق دارد در مواردي که به زندگي اش مربوط ميشود، عقيده خود را آزادانه بيان کند.
ماده 13- آزادي بيان طفل:
طفل حق دارد عقايد خود را بيان کنند وبدون توجه به مرزها، کسب اطلاعات نمايد.
ماده 14- آزادي انديشه و مذهب:
دولت ها بايد آزادي انديشه و مذهب طفل و حق هدايت طفل توسط والدينش را محترم بشمارند
ماده 15- آزادي اجتماعي
اطفال حق دارند که با يکديگر ارتباط داشته باشند و تشکيل اجتماعات دهند.
ماده 16- حفظ حريم طفل:
امور خصوصي، خانوده گي و مکاتبات اطفال بايد در برابر هر نوع دخالت، بي حرمتي وافتراء، محافظت شود.
ماده 17- دسترسي به اطلاعات:
دولت ها بايد امکان دسترسي اطفال با اطلاعات مناسب را تضمين کنند و در محافظت آنان در برابر اطلاعات زيان آور، بکوشند.
ماده 18- مسووليت والدين:
پدر و مادر در رشد و پرورش اطفال مسووليت مشترک دارند و دولت ها بايد در اين امر به آنان کمک کنند
ماده 19- منع بد رفتاري با طفل:
دولت ها مؤظف هستند طفل را از هر نوع بدرفتاري والدين يا سرپرستان ديگر محافظت کنند و براي جلوگيري از هر نوع سوء استفاده از طفل اقدامات مناسب اجتماعي را انجام دهند.

ماده 20- اطفال بي سرپرست:
دولت ها بايد به اطفال محروم از خانواده کمک کنند و تدابير احتياطي مناسبي برا ی آنان درنظر گيرند.
ماده 21- فرزند خوانده گي:
در کشور هايي که نظام فرزند خوانده گي وجود دارد، اين امر بايد با توجه با منافع عاليه طفل و با کمک مقامات ذيصلاح، انجام گيرد.
ماده 22- طفل پناهنده:
دولت ها بايد با همکاري سازمان هاي ذيصلاح، اطفال پناهنده يا پناه جو را مورد حمايت قرار دهند.
ماده 23- اطفال معلول:
اطفال معلول و معيوب براي برخورداري از يک زندگي مناسب به آموزش، پرورش و مراقبت نياز دارند.
ماده 24- خدمات صحي:
طفل حق دارد از بالا ترين سطح بهداشت و خدمات طبي برخوردار شود. دولت ها بايد برگسترش مراقبت ها و آموزش همگاني صحي، توجه خاص مبذول دارند
ماده 25- بررسي حالت طفل:
وضع طفلي که از طرف دولت به افراد يا خانواده ها سپرده ميشود، بايد مورد ارزيابي قرار بگيرد.
ماده 26- تأمين اجتماعي:
هر طفل حق دارد از تأمين اجتماعي از جمله بيمه اجتماعي برخوردار شود.
ماده 27- سطح زندگي:
هر طفل حق دارد از چنان سطح زندگي برخوردار شود که رشد جسمي، ذهني، رواني و اجتماعي او را تأمين کند.
ماده 28- تعليم و تربيه:
برخورداري از تعليم و تربيه حق هر طفل است و دولت ها بايد امکان آموزش ابتدايي رايگان و اجباري را براي همگان فراهم آورند.
ماده 29- هدف تعليم وتربيه:
هدف تعليم وتربيه بايد رشد شخصيت و توانايي هاي طفل به کامل ترين صورت باشد وطفل را براي زندگي فعال در يک جامعه آزاد و دموکراتيک آماده سازد
ماده 30- اطفال اقليت هاي قومي:
اطفال اقليت هاي قومي و مذهبي حق بر خورداري از فرهنگ خود و انجام مراسم مذهبي و تکلم به زبان خويش را دارا هستند.
ماده 31- بازي و فعاليت هاي فرهنگي:
طفل حق بازي، تفريح و مشارکت در فعاليت هاي فرهنگي و هنري را دارد.
ماده 32- کار اطفال:
طفل بايد در برابرکاري که رشد و سلامت او را تهديد ميکند، حمايت شود. دولت ها بايد حد اقل سن وشرايط کار اطفال را مشخص کنند.
ماده 33- مواد مخدر:
اطفال بايد در مقابل استفاده از مواد مخدر و شرکت در توليد و توزيع آن محافظت شوند.
ماده 34- سوء استفاده جنسي:
دولت ها بايد اطفال را در برابر هر نوع سوء استفاده جنسي مورد حمايت قرار دهند.
ماده 35- خريد وفروش:
دولت ها بايد اقدامات لازم را براي جلوگيري از خريد وفروش و ربوده شدن اطفال بعمل آورند.
ماده 36- اشکال ديگر استثمار:
طفل بايد در مقابل هرگونه استثمار که سلامت و رشد او را به مخاطره اندازد، مورد حمايت و محافظت قرار گيرد.
ماده 37- منع شکنجه:
هيچ طفلي نبايد مورد شکنجه، رفتار ستمگرانه و بازداشت غير قانوني قرار گيرد. مجازات اعدام و حبس ابد مورد خلاف کاري هاي اطفال زير 18 ساله ممنوع است.
ماده 38- درگيري هاي مسلحانه:
هيچ طفل از 15 سال نبايد در درگيري هاي مسلحانه شرکت کند. دولت ها بايد در زمان درگيري هاي مسلحانه از اطفال مراقبت و
حمايت به عمل آورند.
ماده 39- توان بخشي اطفال:
دولت ها مؤظف هستند از اطفال آسيب ديده از جنگ، بدرفتاري و استثمار، مراقبت و حمايت کنند
ماده 40- محاکم و دادگاه هاي خاص اطفال:
اطفال مجرم براي دفاع از خود حق دارند از رفتار مناسب، مساعدت و مشورت قانوني برخوردار شوند و تا حدي امکان از توسل به اقدامات شديد در مورد آنان پرهيز شود.
ماده 41- رجحان قوانين مؤثر:
هيچ يک از مواد اين کنوانسيون حاضر، قوانين داخلي يا بين المللي لازم الاجرا در کشور هاي عضو را که، در جهت تحقق حقوق طفل مؤثرتر باشند، تحت تأثير قرار نميدهد.
ماده 42:
دول طرف کنوانسيون متعهد ميشوند که بالغين و همينطور اطفال را از اصول و شرايط اين کنوانسيون توسط وسايل مؤثر و مناسب وسيعاً آگاه نمايند.
ماده 43:
بمنظور بررسي پيشرفت هاي حاصله توسط کشورهاي طرف کنوانسيون در بجاي آوردن تعهدات مذکور در اين کنوانسيون کميته را با وظايف تاسيس مي کنند.
- کميته ممکن است به مجمع عمومي توصيه کند که از سرمنشي بخواهد تا از جانب آن مجمع به مسايل مشخص مربوط به حقوق طفل تحقيقات نمايد.
- کميته ممکن است توصيه ها و پيشنهادات کلي يي را بر اساس معلومات دريافتي براي پيگيري مواد 44 و 45 اين کنوانسيون ترتيب نمايد. چنين پيشنهادات وتوصيه هاي کلي بايد به هر دو دولت دخيل منتقل شود و يکجا با نظرات دولتها مجمع گزارش داده شود.
ماده 46:
کنوانسيون حاضر بايد براي امضاء توسط همه دولتها مفتوح باشد.
ماده 47:
کنوانسيون حاضر موکول به تصويب است. اسناد تصويب بايد سرمنشي سازمان ملل متحد برده شود.
ماده 48:
کنسوانسيون حاضر بايد براي توافق و الحاق توسط دولتها مفتوح باشد. اسناد الحاق بايد به سرمنشي ملل متحد سپرده شود.
ماده 49:
1- اين کنوانسيون به روز سي ام بعداز سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق به سرمنشي بايد به مورده اجراء گذاشته شود.
2- براي هر دولتي که اين کنوانسيون را بعداز سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق، تصويب ميکند و يا ميپذيرد، کنوانسيون به سيمين روز بعداز سپردن اسناد تصويب و الحاق همان کشور ميگردد
ماده 50:
هر دولت طرف کنوانسيون ممکن است يک اصلاحيه اي (متمم) را پيشنهاد و آنرا در دوسيه سرمنشي ملل متحد بگذارد. سرمنشي بايد بعداً در باره آن متمم با دول طرف کنوانسيون تماس بگيرد و آز آنها تقاضا کند که آيا علاقمند تدوير کنفرانس از دولتها براي رسيدگي به آن متمم و راي گيري در آن مورد هستند يا نه و در صورت مثبت بودن جواب طي چهار ماه از تاريخ تماس، حد اقل يک سوم دول طرف توافق خواستار چنين کنفرانس هستند، دبير کل ملل متحد بايد کنفرانس را تحت سرپرستي ملل متحد دائر نمايد. هر متممي که توسط اکثريت دول حاضر رأي دهنده در
کنفرانس تصويب شود بايد براي موافقت به مجمع عمومي تقديم شود.
1- متممي که مطابق به پاراگراف 1 ماده حاضر تصويف مَيشود بايد هنگامي که توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد پذيرفته شد و توسط دو سوم دول کنوانسيون تأييد گرديده به مورد اجراء گذاشته شود.
وقتي يک متمم نافذ ميگردد آن دولتهاي که متمم را پذيرفته اند ملزم به روايت آن هستند و ديگر دولتهاي طرف کنوانسيون مکلف به اجراي شرائط کنوانسيون حاضر و هر متممي است که اين کشورها آن را پذيرفته اند
ماده 51:
1- سرمنشي ملل متحد بايد متن ملاحظات دولتها را در وقت تصويب و يا توافق دريافت و به همه کشور ها پخش نمايد.
2- به ملاحظات که با اهداف و مقاصد اين کنوانسيون سازگار نباشد نبايد اجازه داده شوند.
ملاحظات ممکن است که در هر زماني با اطلاع دادن اين موضوع به سرمنشي ملل متحد پس گرفته شود سرمنشي بعداً بايد همه کشورها را از اين مسأله آگاه کند. چنين اطلاعيه اي در همان تاريخي که توسط سرمنشي دريافت ميگردد به اجرا گذاشته خواهد شد.
ماده 52:
دول طرف کنوانسيون ممکن با نوشتن اطلاعيه اي به سرمنشي ملل متحد با اين کنوانسيون قطع رابطه کنند. قطع رابطه يکساله بعداز تاريخ رسيد اطلاعيه مربوطه توسط سرمنشي به مورد اجراء گذاشته خواهد شد.
ماده 53:
سرمنشي ملل متحد بحيث نماينده امين و با اعتماد براي اين کنوانسيون برگزيده ميشود
ماده 54:
نسخه اصلي کنوانسيون که متنهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و اسپانوي آن يکسان معتبر است بايد نزد سرمنشي ملل متحد گذاشته شود.
نمايندگان تام الاختيار امضاء کننده زير از طرف دول متبوع شان صلاحيت کامل داده شده اند که کنوانسيون حاضر را بطور شهادت امضاء کنند.
(يادداشت: يکي از دو پروتوکول اختياري ايکه در سال 2000 در زمينه کنوانسيون حقوق طفل به تصويب رسيده اند، حد اقل سن استخدام افراد به نيروهاي مسلح را از 15 سال به 1 سال بالا برده است. بر اساس اين پروتوکول اختياري، دولت ها مکلف اند از اشتراک اطفال کمتراز سن18 سال در درگيري هاي مسلحانه جلوگيري کنند)
بازی نقش
يک دخترک نه ساله بنا بر جنگ های داخلي در افغانستان از خانواده اش جدا شده است. اين دخترک سرحد را عبور کرده است. وی با محل جديد آشنايي نداشته و مدت سه روز غذا نداشته است. وی را هنگام پيدا نموده اند که در سرک های شهر لندی کوتل سر گردان بود. دخترک گريه مي کرد و با نااميدی در جستجوی والدين خود بود.
از طريق نقش بازی کردن تشريح نماييد :
اين وضع چگونه بر اطفال تاثير مي گذارد.
در اين موضوع عکس العمل اطفال چگونه است و کدام ميکانيزمي را برای تطابق با محيط جديد استفاده مي نمايند.
در چنين وضع شما چه خواهيد نمود؟
شما چه توقع داريد که حکومت چه عکس العمل خواهد داشت؟
شام مصروف کار ميباشد و ماهانه سه هزار افغاني معاش دارد.
در طول روز يک ساعت تفريح دارد و معاش را که نجيب به دست مي آورد مصرف فاميل اش ميشود. نجيب ظاهرا از احوال راضي است و شکايت ندارد ولي شکل ظاهری او وی را سه سال خوردتر از هم سالان اش نشان ميدهد.
سوالات:
آيا هم چون وقايع در جامعه شما رخ ميدهد؟
کدام منابع از کار نجيب سود مي برد؟
چه تغيری در زندگي نجيب به وجود خواهد آمد.
برای حل اين موضوع چه پشنهاد داريد؟

قضيه:فايزه يک دختر 14 ساله است ، وی چهارمين طفل فاميلي 8 نفری است. پدر فايزه دهقان است و به مشکل ميتواند که نفقه فاميل 10 نفری اش را تهيه نمايد.
حاجي خداد داد 55 ساله ارباب قريه است . وی 3 ماه قبل خانم اش را هنگام ولادت پنجمين طفلش از دست داد ، وی از خانم اولش 6 طفل دارد و طفل کوچک وی 6 سال دارد.
حاجي فايزه را از پدرش خواتسگاری نموده و در بدل يک مقدار پول با وی عروسي نمود. بعد از يک سال فايزه اولين طفلش را به دنيا آورد وی در حاليکه 15 سال دارد مجبور است که از 6 طفل خانم ها قبلي حاجي که سنين مختلف دارند، و هم چنان طفل خودش که 3 ماه دارد مراقبت نمايد . اين حالت فايزه را خسته ساخته و بعضا منجر به جنگ و جنجال شده و فايزه مورد لت و کوب قرار ميگيرد . در اين اواخر مناقشات شديد بين فاميل ها صورت گرفته و فايزه به فاميل پدر اش مراجعه نموده و حاجي به فاميل فايزه اخطار ميدهد که وی فايزه را طلاق خواهد داد . فاميل فايزه از يک طرف از طلاق فايزه هراس دارند و از طرف ديگر اگر فايزه دوباره به خانه برود مورد لت و کوب قرار ميگيرد که اين مسايل آنها را به دو راهي قرار داده است.
سوالات:
آيا همچو وقايع در جامعه شما رخ ميدهد؟
به نطر شما کدام حقوق فايزه نقض گرديده و که ها مسوليت آنرا دارند؟
آيا کدام مرجع قانوني برای بررسي اين مشکلات وجود دارد؟
شما چه راه حلي را برای اين مشکل پشنهاد ميکنيد ؟
قضيه
حبيب يک پسر 14 ساله است که مدت 4 سال را در پرورشگاه سپری نموده است.
فعلا او را پرورشگاه تسليم فاميل ماما اش نموده است . در روز های اول فاميل ماما اش از او استقبال نموده و با او رويه خوب داشت.
بعد از گذشت چند روز خانم ماما با طفل بد رفتاری را شروع نموده با او رويه خراب مي نمايد. تمام کار های خانه را بدوش طفل انداخته ، حتي مانع مکتب رفتن طفل نيز شده و طفل را در بازار برای فروش خريطه های پلاستيک روان نموده ، و اطفال خود اش را به مکتب مي فرستيد.
سوالات:
اين رويه چه تاثير روی طفل مي گذارد؟
چه فرق بين زندگي پرورشگاه و زندگي فعلي طفل وجود دارد؟
کدام حقوق طفل نقض مي گردد.
چه راه حل را پيشنهاد مي کنند؟
ورقه ارزيابي تر يننگ CRC
کدام بخش تريننگ برای شما بسيار جالب بود؟
کدام فعاليت برای شما خوش آيند بود؟
کدام بخش بسيار قابل استفاده بود؟ چرا؟
کدام بخش برای تان وضاحت نداشت؟
برای بهبود تريننگ چه پشنهاد داريد؟
چيز جالب که از اين تريننگ آموخته و در محيط کار تان از آن استفاده خواهيد کرد کدام است؟
کدام نظر ديگر:



No comments: